صـــــــــدای دل
با درود امروز داشتم تو نت می گشتم که چشمم به یک ماهنامه گرافیکی خورد به نظرم جالب اومد گفتم لینکشو برای دوستانی که علاقه مند هستند بزارم تا اونا هم استفاده کنند
برای دریافت توضیحات بیشتر و دانلود این
ماهنامه می توانید به لینک زیر مراجعه کنید http://mag.cgpersian.com/?p=89
شعری بسیار زیبا از فریدون مشیری
اشکی در گذرگاه تاریخ از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون حضرت هابیل از همان روزی که فرزندان آدم زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید آدمیت مرد گرچه آدم زنده بود از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند آدمیت مرده بود بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب گشت و گشت قرنها از مرگ آدم هم گذشت ای دریغ آدمیت برنگشت قرن ما روزگار مرگ انسانیت است سینه دنیا ز خوبی ها تهی است صحبت از آزادگی پاکی مروت ابلهی است روزگار مرگ انسانیت است من که از پژمردن یک شاخه گل از نگاه ساکت یک کودک بیمار از فغان یک قناری در قفس از غم یک مرد در زنجیر حتی قاتلی بر دار اشک در چشمان و بغضم در گلوست وندرین ایام زخونم در پیاله زهر مارم در سبوست مرگ او را از کجا باور کنم صحبت از پژمردن یک برگ نیست وای جنگل را بیابان میکنند دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند صحبت از پژمردن یک برگ نیست فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست در کویری سوت و کور در میان مردمی با این مصیبت ها صبور صحبت از مرگ محبت مرگ عشق گفتگو از مرگ انسانیت است ------------------------------------------------- با سلام به تمام عزیزانی که از این وبلاگ بازدید
می کنند از امروز به بعد میخوام محتوای وبم رو تغییر
بدم یعنی روند کاری عوض میشه و هر چیزی که به نظرم جالب باشه میزارم نه اینکه فقط سخنان بزرگان رو نقل کنم ------------------------------------------------- سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر
دلخوش می کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند . ارد بزرگ
در دنيا کساني موفق مي
شوند که به انتظار ديگران
ننشينند و همه چيز را از خود بخواهند . شيلر
ابلهان در سرزمین های کوچک همواره سنگ کشورهای بزرگ
را به سینه می زنند و هم میهنان خویش را تشویق به بخشش میهن و ناموس خود می کنند . ارد بزرگ
فرمانروای
اندرزگو شایسته فرمانروایی نیست تنها آنانی شایسته اند که اهل کارند .
به حال سرزمینی
که روشنفکرش ، حرف فرمانروایان تمامیت خواه را تکرار می کند باید گریست . ارد بزرگ

آنکه
زندگی بدون رنج و تلاش را
برمی گزیند
پیشاپیش
مرگ خویش را
نیز جشن گرفته است .
ارد بزرگ





| Design By : Night Skin |













